تبلیغات
دست نوشته ها و عکس نوشته های مرضیه گیتی - مطالب ابر مرضیه گیتی

دست نوشته ها و عکس نوشته های مرضیه گیتی

در پی انحلال تیم فوتبال بانوان ملوان بندر انزلی


باسمه تعالی


پیرو سیاست های افزایش جمعیت در ایران، زین پس از تمامی بانوان فوتبالیست تقاضا می شود به جای گل زدن، گل گرفتن و گل کاشتن، به دنبال گل چیدن وگلاب آوردن بوده!! و تا اطلاع ثانوی هرگونه خانمِ گلی لیگ برتر فوتبال را جایگزین خانمْ گلی، قندعسلی، آبِ نباتیِ شتری که در راستای درب ورودی منزلشان اطراق کرده است نمایند!!



با تشکر           

کمیته ی مادر رو ببین، دختر رو بگیر فدراسیون فوتبال 



"هـــــو"


سیب های "حوا" همه بهانه اند
   آدم اگر "انسان" باشد عاشق است
این رنج غیبت که به او تحمیلی است
    آدم نمی سازد و حوا نمی شود


راه وصال و بازگشتِ برین
   از دریا بگیر،از چشمه، از آسمان
زنده زنده باش و زنده رها کن
   این زندگی در کفن و ترک خورده را



روح می جویدت بی صبر و انتظار
دل می زند به دلت، درد دلدادگی

                             شمع در فراقت صبورتر از من
                           صبح در کنارت، طلوعی در من


دیگر دریچه ای بین من و تاریکی نمانده است
  انگار قرار آمده است از سوی "تو"
من" ما" شدم، ما "تو" شدیم و تو نیز
  لا حول و لا الا "هـــــــــــو"



پاهایم جا مانده است
         من ماندم و خودم و یک پیکر سرد
که دیگر راهی ندارد


چشمانم جامانده است
        من ماندم و خودم و یک پیکر سرد
که دیگر نوری ندارد


دستانم جا مانده است
       من ماندم و خودم و یک پیکر سرد
که دیگر یاری ندارد


        اما قلبم با من آمده است
       و روح پر تلاطمم را نیز با خود نزد تو آورده است


هزاران هزار قلب، هزاران هزار روح و هزاران هزار دل
سمت تو را می جویند ای حسین عاشقان ...


شیطان پس از هزاران سال عبادت و بندگی خدا، هرگز حاضر نشد

 به انسان سجده كند و با تمام عشقی كه به خالقش داشت،

از فرمانش سر باز زد.

آخر خدایا، شیطان كه تقصیری ندارد!

اگر به او هم مادری عطا كرده بودی، خاك پای حوا را سرمه چشمانش می كرد...


دستان گرمت بر چشمانم حجابی است

در برابر بیداری های بی هدفم، كه مرا

از دنیای ساختگی خود به دنیای دنیایی ها می كشاند

چشمانت را به دستان خواب بسپار

بگذار روحت در "آبی ها" غوطه ور شود

و حس "سبز" حضور را این بار با چشمانی باز تجربه كند

دیگر دنیایی در دنیا نیست

تنها

تو میمانی و خودت و هزاران تویی كه مانند تو چشم ها را بستند ودر بیداری به "آبی ها " رفتند.

"من" ها رفتند و "تو"ها فراموش شدند

دیگر"مایی" هم نیست

دیگر دنیایی در دنیا نیست

دیگر هیچ چیزی نیست

تا چشم كار میكند همه جا "آبی" است...




همه پیوندها